نوایگان روستای دوست داشتنی من

نوایگان روستای دوست داشتنی من

 

دوستش دارم چون زندگی ام از آنجا آغاز شد و خاطرات کودکی ام در آنجا رقم خورد دوستش دارم چون باصفا و زیباست روستای عزیز من غریب و تنها شده است این روز ها و کسی به داد و فریادش نمیرسد از درون دارد میمیرد خودخوری میکند  آب های زیر زمینی اش خشک میشود زمین های حاصلخیزش مسموم میشوند و پرندگانی که خوراک نهار هم محلی های عزیزم میشوند با صفاست ولی دارد صفای سابقش را از دست میدهد دیگر صداقت مردمش را به مانند گذشته حس نمیکند پلاستیک ها و مواد شوینده ماهواره ها و ارگ های شب های عروسی آرامش شب های آرامش شبهای روشنش را گرفته اند و مظلومانه گوشه ای کز کرده است تا فرجی شود روستای عزیزم آرامبخش وجود هم محلی هایم دارد به خواب میرود و کاری از دست هیچ کس ساخته نیست وحدتی میخواهیم که دست بهست هم از این گنجینه عزیز و مهربان حفاظت کنیم وحدتی میخواهیم وحدتی که نیست و دلسوزانی که کاری اساسی از دستش ساخته نیست  

روستای دوست داشتنی من نوایگان

یک پاسخ برای “2”

  1. سلام احسنت خیلی کار قشنگ ی شروع کرده اید انشالله که موفق پیروز باشید ،همچنین تشکر بایت انتخاب عکس زیبایی از این روستای کهن و با تمدن

    1. سلام بسیار سپاسگذارم
      امیدوارم در ادامه این راه تازه آغاز شده همراه و یاور ما باشید
      با تشکر فراوان
      همیشه شاد و خوش و خرم باشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *